
صبوری کن دل بیچاره ی من که من پیرم دگر چیزی نمانده چه امیدی که درمانت کنم من صبوری پیشه کن +نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۵ساعت11:7  توسطآسمانه زواری | ...
ادامه مطلب
صبوری کن دل بیچاره ی من که من پیرم دگر چیزی نمانده چه امیدی که درمانت کنم من صبوری پیشه کن +نوشته شده در سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۵ساعت11:7 توسطآسمانه زواری | ...
ادامه مطلب
گفتی که برو، گمشده در خویشتنم بعد آن روز نماندست توانی به تنم نیست پنهان زخدا.ازتوچه پنهان که مرا شده کارم همه شب . آه خدایا چه کنم ؟ #گیتی_رسائی...
ادامه مطلب
رویاهایم را دوست دارم چون تنها جاییست که در آن همه چیز رو به راه است......
ادامه مطلب
از بخت بَدَم شکایتی نیست از دست زمانه در عذابست برگیست اسیر دست طوفان بیدار نکردمش،که خوابست #گیتی_رسائی ...
ادامه مطلب