
گفتی که برو، گمشده در خویشتنم بعد آن روز نماندست توانی به تنم نیست پنهان زخدا.ازتوچه پنهان که مرا شده کارم همه شب . آه خدایا چه کنم ؟ #گیتی_رسائی...
ادامه مطلب
فرزند؟ من را نه مادرى نه پدرى. بنويس اولين يتيم عالم خلقت محل تولد؟ بهشت پاک محل سکونت؟ زمين خاک آن چيست برگرده نهادی؟ امانت است قدت؟ روزى چنان بلند که همسايه خدا. اينک به قدر سايه بختم به روى خاک اعضاى خانواده؟ حواى خوب و پاک. قابيل خشمناک. هابيل زيرخاک روز تولد؟ در روز جمعهاى. به گمانم که روز عشق رنگت؟ اينک فقط سياه. زشرم چنان گناه چشمت؟ رنگى به رنگ بارش باران که ببارد زآسمان وزنت؟ نه آنچنان سبک که پرم درهواى دوست نه آنچنان وزين که نشينم بر اين زمين جنست؟ نيمى مرا زخاک نيم دگر خدا شغلت؟ در کار کشت اميدم به روى خاک شاکى تو؟ خدا نام وکيل؟ آن هم فقط خدا...
ادامه مطلب