پنجره چهارم

متن مرتبط با «خموشی دم مرگ است» در سایت پنجره چهارم نوشته شده است

رسوا شدم

  • نیلوبلاگ

    به دل گفتم مدارا کن پشیمان گشته می آید نیامد پیش دل رسوا شدم تا بی نهایتها #گیتی_رسائی +نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۵ساعت12:33 توسطآسمانه زواری | ...

    ادامه مطلب
  • ســـَــــــــلامتی هرکی منو به خاطر خودم میــــخواد

  • نیلوبلاگ

    ✘مَشتے بَچہ خوشــــــــگل نیستَم ✘بَچہ بالامالانیستَم✘ ✘آقام تیلیاردِرنیســـــــ✘☜☜ ✘نَنَم دُڪتُرمُهندس نیست✘ ✘اِفتخارمیڪُنم ،بَچــــه پایـــنم✘ ✘مَعرفَتَم ب ڪُل هِیڪل بعضی بَچہ مایــه ها می ارزه✘ ✘افتــــخارم اینه نه کســــــی واسه پولــــم میخوادم✘✘ ☜☜نه واســـــ خاطر اخلاق خوبـــم✘✘✘ ✖✖✖چون هیـــــــچ کدومو ندارم✖✖✖ ســـَــــــــلامتی هرکی منو به خاطر خودم میــــخواد..آخه میدونی...⬇⬇⬇ ↩ما چــــــیزی جز مــــــرام و معرفت واسه خرج کردن نداریــــــم...

    ادامه مطلب
  • خوب است نمی آیی

  • نیلوبلاگ

    سخت است ولی مولا، خوب است نمی آیی دلتنگ توام اما خوب است نمی آیی یک کوفه فریب و غم، یک شام پر از محنت آیی تو شوی تنها، خوب است نمی آیی یک نیمه ی شعبان را در فکر تو می مانند از فکر روی فردا، خوب است نمی آیی یک جمعه فقط ندبه، یک هفته فراموشی بود تو شود رویا، خوب است نمی آیی لاف غم عشق تو ذکر همه ی مردم بنگر به دل آنها، خوب است نمی آیی پیش نظر بعضی حاجت بدهی خوبی اما نه برای ما، خوب است نمی آیی یک شام سه شنبه را در کوی تو می آیند اما دلشان اینجا، خوب است نمی آیی سرداب تو مخروبه، قبر پدرت ویران شهر تو پر از اعداء، خوب است نمی آیی با این ...

    ادامه مطلب
  • دلم از خودم کمی می گیرد

  • نیلوبلاگ

    گاهـــــــی دلم از خودم کمی می گیرد هرعشــــــــــق درون سینه ام می میرد آن لحــظه ز هر که هســــــــت بیزارشوم چون شعله که خشک و تر بهـــم مـــی گیرد #گیتی_رسائی...

    ادامه مطلب
  • خموشی

  • نیلوبلاگ

    ما را به جای عشق خموشی به آتش کشیده است #گیتی_رسائی...

    ادامه مطلب
  • گله مندم

  • نیلوبلاگ

    از هرکس و هرجا که تو گوئی ، گله مندم از آ ب و هــــــــوا، یک سر موئی گله مندم از خویـــــــــــش و زبیگانه و از عالم و آدم از بی صفــــــتی ها و دو روئی گله مندم دیگر نکند مســــــــــــت مرا هیچ شرابی از جام و صراحی و سبوئی گله مــــــندم صد بار غزل خواندم و صـــــــــد بار تــرانه لیــــــــکن دگر از هر رخ و بوئی گله مندم عاشق شدم و باز شــــــدم فارغ و انگار ...

    ادامه مطلب
  • نامت چه بود؟ آدم

  • نیلوبلاگ

    فرزند؟ من را نه مادرى نه پدرى. بنويس اولين يتيم عالم خلقت محل تولد؟ بهشت پاک محل سکونت؟ زمين خاک آن چيست برگرده نهادی؟ امانت است قدت؟ روزى چنان بلند که همسايه خدا. اينک به قدر سايه بختم به روى خاک اعضاى خانواده؟ حواى خوب و پاک. قابيل خشمناک. هابيل زيرخاک روز تولد؟ در روز جمعهاى. به گمانم که روز عشق رنگت؟ اينک فقط سياه. زشرم چنان گناه چشمت؟ رنگى به رنگ بارش باران که ببارد زآسمان وزنت؟ نه آنچنان سبک که پرم درهواى دوست نه آنچنان وزين که نشينم بر اين زمين جنست؟ نيمى مرا زخاک نيم دگر خدا شغلت؟ در کار کشت اميدم به روى خاک شاکى تو؟ خدا نام وکيل؟ آن هم فقط خدا...

    ادامه مطلب
  • من جوانی را به سر کردم

  • نیلوبلاگ

    باز هم آمدی تو بر سر راهم آی عشق میکنی دوباره گمراهم دردا من جوانی را به سر کردم تنها از دیار خود سفر کردم دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است خسته از صدای زنجیر است...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    خوب است نمی آیی | سخت است ولی مولا خوب است نمی آیی | دلم از خودم گرفته | دلم از دست خودم گرفته | دلم گرفته از خودم mp3 | دلم گرفت از خودم | دلم گرفته از خودم دانلود | گاهی دلم از خودم میگیرد | دلم گرفته از خودم مازیار | دلم خودم را می خواهد