روز 1خرداد سال 1349 به دنیا آمد..
اخلاق او طوری بود که همه او را سرآمد خوبی ها می دانستند.او کمتر حرف میزد و بیشتر میشنید.
بعد از پیروزی انقلاب در فعالیت های مساجد حضور پیدا کرد.مادرش میگوید از 9 سالگی نماز خواندن را شروع کرده بود و روزه میگرفت.
او پس از شروع جنگ تحمیلی در تاریخ 66/7/30 به استخدام سپاه پاسداران درآمد .ابتدا با تیپ محمد رسول الله به ماهی دشت باختران اعزام شد و بعد به کردستان ارتفاعات سقز رفت و سپس در منطقه عملیاتی حلبچه به عنوان دیده بان و در پاتک های دشمن به عنوان تیربار دوشکا انجام وظیفه کرد.
او انگیزه اش را از حضور در جبهه اینگونه بیان کرده:امروز روز امتحان است و ما باید ندای امام حسین(ع) را لبیک گوییم.همرزم و برادر دوقلویش میگوید:بعد از حمله دشمن،با سلاح شیمیای یک از یاران ما بر اثر اصابت تیر و خونریزی شدید قادر به حرکت نبود.اسداله او را به پشت خود انداخته و بعد از طی چند کیلومتر به آمبولانس رساند و باز برای یافتن من از دو کانال به عمق و عرض 6 و 5 متر میدان مین و سیم خاردار گذشت و...
اسداله بعد از هفت ماه حضور فعال در جبهه در تاریخ فروردین 1367 بر اثر اثابت ترکش به جمع یاران شهیدش پیوست.و به بزرگترین آرزویش(شهادت در راه خدا)رسیــــد.
بخشی از وصیت نامه شهید::پروردگارا تو را سپاس میگویم که این بنده حقیرت را لایق شهادت دانستی...
روح عموی گلم شاد
برچسب: فقط شهدا,
نویسنده: کارن محمدی